بررسي شاخص هاي رضايت مشتريان و ارائه راهبردهاي مشتري مدار (CSM)
در واقع هر قدر عدم اطمينان محيطي بيشتر و بي ثباتي و ناپايداري آن افزون تر گردد، توجه به خواست ها و نظرات مشتري براي بقاء، تداوم و رشد سازمان ها بيشتر ضرورت مي يابد. تمرکز و توجه محوري به خواست هاي مشتريان از مشخصات بارز سازمان ها در اين دهه و البته دهه هاي آينده است. بدون شک سازمان هايي در اين مسابقه سخت و بي پايان پيروز خواهند شد که سريع تر و بهتر از رقبا نيازها و خواست هاي مشتريان را تشخيص داده و منطبق و بلکه فراتر از انتظارات مشتري محصولات خود را توليد و ارائه نمايند. پيدايش دانش بازاريابي با انقلاب صنعتي که با خود تخصص گرايي، توليد مکانيزه، انبوه و استاندارد را به ارمغان آورد، همراه بود و ابتدا براي حل مشکلات فروش محصولات سازمان ها و کسب سود بيشتر مطرح و به سرعت گسترش يافت. نگرش بازاريابي ابتدا از توليد مداري آغاز و به فروش مداري، بازار مداري و نهايتا مشتري مداري تحول و تکامل يافت هدف از رويکرد سنتي بازاريابي که مفاهيم توليد مداري و فروش مداري را دربردارد، ايجاد شرايط مناسب براي فروش محصولات سازمان و به حداکثر رساندن ميزان فروش است.