فروشگاه هاي زنجيره اي
|
فروشگاه هاي زنجيره اي |
|
مقاله زير توسط يکي از دانشجويان ترم دوم سال 1382-1383 جامعه شتاسي اقتصادي تهيه شده است. اين مقاله نکات خوبي را در مورد فروشگاه هاي زنجيره اي بيان کرده است. اما سوالي که در اينجا مطرح است اين است که چه وجوه غير جامعه شناختي و جامعه شناختي در بررسي نقش اين فروشگاه ها در خريد کردن مدرن در اين مقاله اشاره شده است؟ نويسنده : آقاي مهدي كثيري فروشگاههاي زنجيره اي ،مزايا و معايب موضوع فروشگاههاي زنجيره اي ، علل وجودي و شرايط كاميابي آنها مدتي است كه موردتوجه صاحبنظران قرار گرفته است . اين مقاله سعي در ارائه يك بررسي جامع پيرامون اين موضوع داشته ، در رابطه با شرايط و عوامل موفقيت اين فروشگاهها به نكات جديدي اشاره دارد. بحث با تعريف يك فروشگاه زنجيره اي شروع شده و پس از آن ، علل و اهداف شكل گيري اين واحدهاي نوين توزيع و همچنين ويژگيها و خصوصيات اين فروشگاهها و مزايا و معايب آنها در مقايسه با واحدهاي توزيع سنتي بيان شده است . درادامه ، آن دسته از عوامل اجتماعي و شرايط محيطي كه در رشد و توسعه فروشگاههاي زنجيره اي نقش بسزايي ايفا مي كنند موردبررسي قرار گرفته اند. از اين عوامل با عنوان عوامل بيروني نام برده شده است . پس از آن نيز به بحث درمورد نكات و شرايطي پرداخته شده است كه دست اندركاران فروشگاههاي زنجيره اي بايد به آنها توجه داشته ودر راستاي تحقق آنها گام بردارند. موضوع فروشگاههاي زنجيره اي و مساله توزيع ، چندسالي است كه در كشور مطرح شده است . اگرچه ايجاد اين فروشگاهها پديده جديدي نيست و سابقه آن به سال 1328 وتاسيس تعاوني مصرف سپه برمي گردد، ولي در سالهاي اخير و بخصوص در دوره سازندگي به دليل وجود مشكلات فراوان در بخش توزيع كالاها كه بيشتر متاثر از دوعامل وضعيت نابسامان اقتصادي و ساختار نامناسب نظام توزيع سنتي است ، دولت برآن شد تا با تاسيس فروشگاههاي نوين زنجيره اي ، وضعيت توزيع را در كشور بهبودبخشد و از آشفتگي در بازار جلوگيري كند. فروشگاههاي رفاه و شهروند به دنبال اين تصميم ايجاد شدند، ولي علي رغم تلاشهاي انجام شده ، به علت فقدان بينش كافي نسبت به چگونگي اداره اين فروشگاهها و عوامل موثر در موفقيت آنها، اين واحدها نيز توفيق چنداني در نيل به اهداف تعيين شده نداشته اند. مجموعه حاضر ضمن معرفي و بيان ويژگيهاي يك فروشگاه زنجيره اي ، شرايط و عواملي را بررسي خواهدكرد كه باعث موفقيت و رشد فروشگاههاي زنجيره اي مي شوند. 2 - تعريف - يك فروشگاه زنجيره اي از چندين فروشگاه خرده فروشي تحت مالكيت مشترك ومتمركز تشكيل مي شود. وظايف و كاركردهاي عمده يك فروشگاه زنجيره اي (خريد،تبليغات ، اجاره و...) توسط يك واحد فرماندهي مركزي يا يك مديريت مركزي كنترل مي شوند. 3 - اهداف و علل شكل گيري از آنجا كه سيستم توزيع ، رابط بين توليد و مصرف است ، هرگونه تغيير و تحول اساسي و عمده در يكي از دو بخش توليد و مصرف ، به تغييري بنيادي در بخش توزيع منتهي خواهدشد. قرون هيجدهم و نوزدهم ميلادي در اروپا مبدا تحولات در روشهاي توليد، حمل ونقل و... بوده است . در نتيجه سيستم توزيع نيز از اين تغييرات بي ثمر نمانده است ، به طوري كه روشها و نهادهاي مدرن توزيع ، به تدريج و در ابعاد متنوع رشد و نموپيدا كرده اند و به صورت جايگزين و يا مكمل روشهاي سنتي به فعاليت توزيعي پرداخته اند. شكل گيري نهادهاي مدرن توزيع مرهون بعضي ابداعات و نوآوريها درروشهاي توزيع نيز مي باشد. اقدامات ابتكاري بوسيكو(1) - ازقبيل قيمتهاي ثابت اعلام شده روي اجناس ، ورود و خروج آزاد و آزادي پرسه زني در مغازه ، حق بر گرداندن اجناس و... - معامله نقدي و روش سلف سرويسي نمونه هايي از اين نوآوريها هستند. فراهم كردن كالاهاي موردنياز جامعه ; 4 - ويژگيها فروشگاههاي زنجيره اي در مقايسه با واحدهاي توزيع سنتي و خرده فروشيها، داراي خصوصيات و ويژگيهاي چندي هستند كه برخي از آنها عبارتنداز: الف ) تمركز افقي : عبارتست از افزايش حجم فروش يك كالاي خاص در اثر توسعه شعب فروش (وجود شعب متعدد تحت يك مديريت واحد); 4 - واحدهاي زنجيره اي نظر به وسعت عمل و قدرت مالي شان مي توانند از كامپيوترهاي پيشرفته براي ثبت و هدفهاي ديگر استفاده كنند. اين واحدها براي كنترل موجودي ،سفارشات مشتري ، پيش بيني فروش ، تجزيه وتحليل اطلاعات و مكانيسم فروش ازمدرنترين تجهيزات و تكنيك ها استفاده به عمل مي آورند. دردسترس بودن اطلاعات جديد و به روز ازطريق كامپيوتر، به آنها اين امكان را مي دهد كه به سرعت تصميمات تعيين كننده و بحراني را اتخاذ كنند. 5 - اين واحدها درك كرده اند كه از شكست در تطابق با شرايط جديد بايد عبرت گرفت .به همين منظور آنها داراي بخشهاي برنامه ريزي هستند كه در اين بخشها، كارشناسان مربوطه ، سرگرم تجزيه وتحليل حوادث اقتصادي ، عادات مردم ، سليقه ها و الگوهاي متغير زندگي هستند. واحدهاي زنجيره اي به تبع برنامه ريزي درازمدتشان ، در تامين نيازهاو حوائج آتيه نسبت به اكثر خرده فروشيها، در وضعيت و آمادگي بهتري قرار دارند. الف ) فوائد اجتماعي حذف واسطه هاي غيرضروري ميان توليدكننده و مصرف كننده و كاهش هزينه هاي توزيع ; ب ) فوائد بهداشتي كاهش سطح توزيع (توزيع در مناطق خاص و با نشاني دقيق );
ورود آزاد و عدم اجبار به خريد و درنتيجه ايجاد آرامش هنگام خريد; 5 - عوامل رشد در قسمت قبل برخي ويژگيهاي فروشگاههاي زنجيره اي به اختصار بيان شد. در اين قسمت شرايط و عواملي كه مي توانند رشد و توسعه مداوم اين نهادهاي مدرن توزيع رافراهم كنند، موردبررسي قرار خواهندگرفت . اين عوامل را مي توان از ديدگاه كلي به دودسته عوامل بيروني و عوامل دروني تقسيم بندي كرد: 5-1 عوامل بيروني : در اينجا منظور، بررسي عواملي است كه از بيرون ، بر شرايط و وضعيت فروشگاههاي زنجيره اي اثرگذار هستند. به عبارت ديگر، اين عوامل در رابطه با اوضاع كشور و جامعه هستند. عوامل مذكور عبارتنداز: اقتصادي ، جمعيتي ، فني ، تكنولوژيك وسليقه اي . بنابراين بايد گفت در يك كشور زماني شرايط براي ايجاد، رشد و موفقيت فروشگاههاي زنجيره اي مهيا خواهدشد كه توليد در آن كشور در وضعيت مطلوبي باشد.بدين معني كه كالاها و بخصوص كالاهاي اساسي ، در حجم انبوه و با كيفيت انبوه و باكيفيت مناسب توليد شوند، و در بازار كالاهاي مختلف ، شرايط رقابتي (وجودتوليدكنندگان متعدد و قدرتمند و تنوع كالايي ) حاكم باشد. افزايش و رشد درآمد ملي و درآمد سرانه نيز از عوامل مهم رشد و توسعه فروشگاههاي زنجيره اي است ، چرا كه به طور مستقيم تقاضاي كل براي كالاها و خدمات را افزايش مي دهد. اينكه افزايش و رشد درآمد سرانه ، چگونه بين افراد و طبقات مختلف جامعه توزيع و تقسيم مي شود هم در رشد فروشگاههاي زنجيره اي تاثير بااهميت و قابل توجهي دارد. ازنظر درآمدي ، جامعه را به شيوه هاي مختلف رده بندي مي كنند كه تقسيم بندي آنها به طبقات فقير، متوسط و غني ، يكي از متداولترين آنهاست . چنين گفته مي شود كه از بين سه طبقه مذكور، رشد طبقه متوسط بيش از بقيه ، به توسعه فروشگاههاي زنجيره اي كمك مي كند. علت اين امر را در اين مي دانند كه حجم و تنوع خريد طبقات فقير، معمولا به خاطر كمبود درآمد، نسبتا كم است و در طبقات غني نيزحجم مخارج مصرفي پايين و درعوض تقاضاي آنها براي كالاهاي لوكس و تجملي بسيارزياد است ، اما طبقات متوسط جامعه هم قدرت خريد قابل توجهي دارند و هم تقاضاي آنها براي انواع كالاها زياد است . بخش زيادي از اين طبقه را افراد حقوق بگيران تشكيل مي دهند و آنها هم معمولا خريدهاي منظم و مستمري دارند كه اين نظم و استمرار درخريد، براي فروشندگان ارزشمند است . 5-1-2 عوامل جمعيتي : به طوركلي جمعيت از جنبه هاي مختلف نقش مهمي را دراقتصاد ايفا مي كند. بايد گفت كه رشد جمعيت و چگونگي تمركز آن در شهرها، در رشد وتوسعه فروشگاههاي زنجيره اي ، تاثير معني داري داشته است . تعداد خانوارها و نرخ ازدواج نيز از عوامل مهم جمعيتي است . هرقدر نرخ ازدواج بيشتر باشد، تعداد خانوارها بيشتر است و به تبع آن تقاضا براي كالاها و خدمات ، حتي درصورت عدم افزايش جمعيت ، چشمگير خواهدبود. تشكيل خانواده به انبوهي ازكالاهاي جديد احتياج دارد.(2) صنعتي شدن نه تنها شهرنشيني را رشد داده ، بلكه شهرهاي حومه اي كوچك را نيز ايجاد كرده است . افزايش راه آهن ، تراموا و ماشينهاي سواري نيز در توسعه اين شهرها موثر بوده است . اهالي اين شهرها عمدتا مهاجرند و هرروز در رفت وآمد به مركز شهر و از آنجا به خانه هستند. توجه به اين افراد نيز براي توسعه واحدهاي زنجيره اي موثر است ، چرا كه اينها فارغ از قيود و روابط سنتي خريد هستند. 5-1-3 عوامل فني : اين عوامل ، هم در پيدايش اوليه فروشگاههاي زنجيره اي و هم دررشد وتوسعه بعدي آنها بسيار موثر بوده اند و رابطه بسيار تنگاتنگي بين آنها وجود دارد.بنابر ادعاي تعدادي از تحليلگران در اين زمينه ، پيدايش نهادهاي مدرن توزيع ، در فقدان دو مورد از مظاهر مهم فني - اتومبيل و يخچال - نمي توانست تحقق يابد. در اين ميان نقش اتومبيل هاي شخصي بسيار بااهميت است . با رشد صنعتي وافزايش درآمد سرانه ، تعداد اتومبيل هاي شخصي شديدا افزايش پيدا كرد. اتومبيل شخصي ، يك وسيله راحتي و يك وسيله رفت و آمد محسوب مي شود. از يك طرف باوجود اين وسيله ، خريد از مكانهاي مستقل متعدد خرده فروشي بسيار دشوار، و پرهزينه و وقت گير بوده و ازطرف ديگر در فقدان اين وسيله ، شايد به جرات بتوان گفت كه خريداز فروشگاههاي محلي سودمندتر و با صرفه تر است . لذا فروشگاههاي زنجيره اي بايستي شديدا مرهون اين ثمره پيشرفت صنعتي و اقتصادي باشند. ساخت وسائل خنك كننده و يخچالهاي پيشرفته و روباز و ايجاد روشهاي آماده سازي ، عمل آوري و بسته بندي محصولات ازجمله كنسرو، كمپوت و... نيز ازاهميت ويژه اي در اين زمينه برخوردار بوده است . استفاده از اين وسايل و روشها باعث شدند كه بتوان محصولات را به مدت طولاني - بدون فاسد شدن - نگهداري كرد.همچنين پيشرفت اينها، سبب گرديد كه بتوان حجم وسيع و متنوعي از محصولات را ازطريق روش سلف سرويسي و خودانتخابي عرضه كرد كه از مهمترين روشهاي عرضه دراين فروشگاهها محسوب مي شود. امروزه با وجود وسايل حمل ونقل سريع درون شهري نظير تراموا و متروي زميني ،ارتباط بين حومه و مركز شهرها به راحتي ميسر شده است و سفرهاي درون شهري به آساني انجام مي پذيرد. اين ويژگي براي فروشگاههاي زنجيره اي مفيد ارزيابي مي شود.همچنين استفاده از آسانسور و پله برقي ، در ارائه سرويس بهتر اين فروشگاهها موثراست ، چرا كه سبب تردد راحتتر مشتريان درهنگام خريد مي شود. 5-1-4 تغيير سليقه مصرف كنندگان : سليقه و تمايلات مصرف كننده در تئوري اقتصادخرد يكي از عوامل و متغيرهاي مهم در تقاضا براي كالاها و خدمات است و البته اينكه فروشگاههاي زنجيره اي عادت خريد مصرف كنندگان را تغيير داده و يا اينكه تغيير الگوي خريد مصرف كننده روي تحول فروشگاه موثر بوده ، قابل بحث است و شواهد هر دومورد را تاييد مي كند. تغييرات در توزيع خرده فروشي ازطريق تغيير در عادتهاي خريدناشي از شيوه مدرن زندگي تسريع يافته است . امروزه تعداد زيادي از زنان در بيرون ازخانه شاغل هستندو براي خريد روزمره ، وقت خيلي محدودي دارند. ايشان ديگر فرصت جروبحث و چانه زني با فروشندگان را ندارند و درعين حال خواهان تنوع و كيفيت درمحصولات هستند. اگر فروشگاههاي سلف سرويسي نيازهاي اين مشتريان را با قيمت مناسبتر و راحتي بيشتري تامين و عرضه كنند، آنها از خريد در مغازه هاي سنتي امتناع كرده و به اين فروشگاهها روي مي آورند. آنها در اين فروشگاهها با انبوهي از اجناس وكالاهاي بسته بندي شده و آماده ، همراه با تبليغات و اطلاعات مربوطه و به طور باز وبدون محدوديت در معرض نمايش ، مواجه مي شوند كه بسيار جذاب و جالب است . 5-2 عوامل دروني : اين عوامل را درحقيقت مي توان شرايطي دانست كه صاحبان سرمايه فروشگاههاي زنجيره اي باتوجه و عمل به آنها، موجبات موفقيت و پيشرفت اين واحدهارا فراهم مي كند. آنها عبارتند از: پس از آن بايد اهداف بلندمدت و ميان مدت واحد زنجيره اي تعيين شوند. عرصه اصلي فعاليت آن ، در عمده فروشي باشد يا خرده فروشي ؟ مي خواهد مخاطبان اصليش ،چه قشري از جامعه باشند؟ بيشتر يك فروشگاه لوكس باشد يا ارزان ؟ چقدر مشتري دارد؟ حدود تنوع كالايي آن كدامند؟ آيا در عرصه توليد نيز وارد شود؟ چه مقدار وبه چه صورت ؟ درچه محدوده جغرافيايي فعاليت كند؟ نحوه بكارگيري كاركنان چگونه باشد؟و... سوالاتي از اين قبيل ، پرسشهايي هستند كه سياستهاي فروشگاه درقبال آنها، بايدبه وضوح مشخص شود. درصورت عدم وجود تصويري شفاف از اهداف ، احتمال روزمرگي ، اقدامات ناهماهنگ و عدم ثبات در سياستها بسيار بالا مي رود. سردرگمي درتعيين اولويتها و عدم امكان ارزيابي عملكرد سيستم ، از ديگر مضرات اين نقيصه است . نكته مهمي كه در اينجا بايد موردتوجه قرار گيرد اين است كه اصل سودآوري ، بايدهمواره مدنظر بنيانگذاران فروشگاههاي زنجيره اي باشد، چرا كه اين عامل ، معمولامهمترين انگيزه براي به جريان انداختن امور مي باشد و به مثابه خوني است كه بايد درپيكره تشكيلات واحدهاي زنجيره اي جريان داشته باشد.(3) 5-2-2 تشكيلات قابل انعطاف و متناسب : منظور اين است كه تشكيلات فروشگاه زنجيره اي ، براساس شرايط و نيازهاي آن طراحي شود. اين موضوع بايد در سالهاي اوليه تاسيس ، بيشتر موردتوجه قرارگيرد، چرا كه اگر در مراحل اوليه رشد، طراحي تشكيلات واحد زنجيره اي به درستي انجام نپذيرد و يا ساختار آن برمبناي الگوي سازمانهاي بزرگ طراحي شود، علاوه بر اينكه باعث كندي در انجام امور مي شود. هزينه هاي اوليه را بسياربالا مي برد و فروشگاه احتمالا درهمان سالهاي اوليه دچار ورشكستگي خواهدشد.سادگي نظام سازماني ، حداقل سلسله مراتب عمودي ، و تقسيم بندي سازمان به حداكثرنهادهاي مستقل اقتصادي (البته با ايجاد يك تعادل نسبي بين مديريت متمركز و مديريت غيرمتمركز)، اصول كلي سازماندهي در اين فروشگاهها هستند. 5-2-3 مديريت كارآمد: از ديگر شرايط موفقيت يك فروشگاه زنجيره اي ، وجود يك مديريت قوي و كارآمد در راس آن است . درحقيقت مديريت كارآمد را مي توان ركن موفقيت فروشگاه زنجيره اي دانست . مديريت در تعيين اهداف كوتاه مدت و ميان مدت واحد زنجيره اي نقش به سزايي دارد و هم اوست كه بايد سازمان را به سمت اهداف تعيين شده پيش ببرد. - داراي نگرش سيستمي بوده و به تجزيه وتحليل رويدادهاي اقتصادي توانا باشد; 5-2-4 بكارگيري فنون علمي : از آنجا كه فروشگاه زنجيره اي ، يك واحد اقتصادي -بازرگاني است ، دو عامل درآمد و هزينه نقش تعيين كننده اي در موفقيت آن دارد (حتي اگرسودآوري رسالت اصلي فروشگاه نباشد). از طرفي به لحاظ ساختار و بزرگي ، متغيرها وعوامل تاثيرگذار در عملكرد فروشگاه ، زياد و روابط بين آنها پيچيده است . لذا ضروري است كه براي اداره فروشگاه از فنون و روشهاي علمي استفاده شود و مسائل از زاويه علمي موردبررسي قرار گيرند. براساس مطالعات انجام شده حدود 10 الي 35 درصد از كل درآمد فروش به هزينه توزيع اختصاص مي يابد كه طبعا رقم زيادي است .(5) بنابراين بايد هزينه مذكور تاحدممكن كاهش يابد. البته كاستن از هزينه ها نبايد به كيفيت و سطح سرويس دهي به مشتري لطمه وارد كند. هر مشتري با ورود به فروشگاه و خريد از آن ، داده هاي باارزشي را با خود به همراه مي آورد. نحوه خريد و چگونگي مراجعه به بخشهاي مختلف ، تركيب ، نوع و مقداركالاهاي انتخابي نمونه هايي از اين اطلاعات هستند. از سوي ديگر با وجود صندوقهاي پيشرفته پول و كامپيوترهاي قدرتمند، جمع آوري سريع و دقيق داده ها به راحتي امكان پذير است . با گردآوري و دسته بندي داده هاي فوق و همچنين داده هاي مربوط به وضعيت بازار، توليدكنندگان و... مي توان به اطلاعاتي نظير ميزان مصرف كالاهاي گوناگون و شناسايي اقلام پرفروش ، تركيب جمعيتي جامعه مشتريان ، كالاهاي مشابه ومكمل از ديد مشتريان ، ميزان فروش و عوامل موثر بر آن و... دست يافت . با تجزيه وتحليل تمامي اطلاعات يادشده ، نتايج ارزشمندي حاصل مي شود. ازجمله : 5-2-7 توجه به نيروي انساني : درمورد كاركنان كه مهمترين دارايي براي شركت محسوب مي شوند، دو عامل آموزش وانگيزه حائزاهميت است ، فردي كه براي كار درفروشگاه برگزيده مي شود، لازم است شناخت كافي نسبت به اهداف ، تشكيلات و نحوه عملكرد فروشگاه داشته باشد. همچنين درمورد كاري كه بايد در شركت انجام دهدبايستي اطلاعات لازم نظير نحوه انجام صحيح كار، نيازمنديها و... دراختيارش گذاشته شود. بنابراين بايد به فرد آموزشهاي لازم در اين خصوص داده شود تا بتواند به خوبي ازعهده وظيفه اش برآيد. 5-2-8 روشهاي جلب مشتري : فروشگاههاي زنجيره اي بايد همواره سعي در افزايش حضور خود در صحنه رقابت داشته باشند و موقعيت خود را بهبود بخشند. اين به معني حفظ مشتريان موجود و جذب مشتري بيشتر است . اين مهم با خلق موقعيت و استفاده از تكنيك هاي متداول موجود ميسر مي شود. در زير به برخي از اين تكنيك ها اشاره شده است : - استفاده از راهبرد <كالاي ويژه فروشگاه >، بدين معني كه فروشگاه تعدادي از كالاها را باكيفيت عالي ، نشان خود فروشگاه و با قيمت بسيار ارزانتر از نرخهاي بازار ارائه مي كند وبا تبليغ روي اين كالاها، مشتريان را به سمت فروشگاه جذب مي كند. واحدهاي زنجيره اي در اين موارد، يا خود اقدام به توليد آن كالا كرده و يا با اعطاي انواع تسهيلات ،مواد و... به مراكز توليدي ، قراردادهاي توليد انحصاري منعقد مي كنند; 5-2-9 نظارت بر سيستم : نظارت يكي از عوامل بسيار مهم و موثر در كارايي هر سازمان است . همچنين كنترل پيگير و منظم ، اشكالات را در هر سطحي كه باشد مشخص كرده وباعث شفاف شدن وضعيت سازمان مي شود. فروشگاههاي زنجيره اي نيز شامل اين موضوع مي گردند. بنابراين در اين واحدها بايد معيارهاي كارايي فروشگاه ، باتوجه به اهداف ، تعريف وتعيين شوند و همواره عملكرد كليه افراد و سيستم هاي فروشگاه كنترل و نسبت به معيارها، مورد ارزيابي قرار گيرند و نتايج ارزيابي عملكرد نيز درجهت اصلاحات لازم مورداستفاده قرار گيرد. هريك از عوامل مذكور درجاي خود نقش تعيين كننده و موثري در سازماندهي ورشد واحدهاي زنجيره اي دارد، ولي آنچه كه مسئولان فروشگاههاي زنجيره اي بايد به آن توجه داشته باشند، اين است كه قبل از هر برنامه ريزي و اقدام بايد ابتدا نقاط ضعف وقوت خود را بشناسند و از وضعيت حال فروشگاه به خوبي آگاهي يابند، تا از اين طريق ،ضمن بهره مندي مناسب از امكانات ، از بيراهه رفتن و اتلاف وقت و بودجه در امان بمانند. نتيجه و جمع بندي در اين نوشتار ابتدا سعي شد ضمن ارائه تعريفي از فروشگاههاي زنجيره اي ، برخي ويژگيهاي عمده آنها از جمله امتيازات و معايبشان در مقايسه با خرده فروشيهاي معمولي و همچنين فوائد اجتماعي آنها به اختصار بيان شود. پس از آن به شرح عوامل و شرايطي كه در زمينه رشد و موفقيت اين نهادهاي نوين توزيع را فراهم مي نمايند، پرداخته شد. اين عوامل در حالت كلي به دو دسته بيروني و دروني تقسيم شدند كه درمورد هريك به تفصيل مطالبي بيان شد. فهرست منابع و ماخذ 1 - موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني <روشهاي نوين توزيع كالا...>، تهران ، زمستان 1376. |